من واسرا ... (4)

دیروز برای اولین بار اسرا رو بردم آرایشگاه و موهاشو که نامرتب شده بود کوتاه کردم .... قیافه اش خیلی عوض شد ....

توی آرایشگاه یه لحظه آروم و قرار نداشت و انصافا خانوم خیلی باحوصله ای بود ... اسرا همش وول میخورد و من نگران بودم که قیچی زخمیش نکنه ... آخر کار دیگه خانومه اسپری آب رو داد دستش که آروم بمونه و اسرا هم شروع کرد آب پاشیدن روی من و قش قش میخندید .... بالاخره بعد از دو ساعت کشمکش موهای اسرا مرتب شد ....!

 

/ 6 نظر / 10 بازدید
بهار

سلام راضیه جان خوبی؟؟ باز خیلی دختر خوبی بوده که گذاشته موهاشو کوتاه کنه [قلب] ....خواهر زاده ی من خودش با قیچی یواشکی جلوی موهاشو زده بود..بقول خودش خوشگل کرده بود خودشو[نیشخند]

بهار

خیلی ممنون از دعای قشنگت و خوشحال شدم که بهم سرزدی[گل][گل]

خورشید

سلام آخی ... نازی ... حالا حتما خیلی ناز شده [قلب] پس از طرف من یه بار لپش و گاز بگیر [زبان]

دایی جواد

سلام دایی جان... مبارک باشه کوتاه کردن فرشته کوچولو اسرا جان... امیر حسین و هانیه دایی هم برای باره اول خیلی شیطنت کردن...اما الان آروم شدن و خودشون میشینن رو صندلی آرایشگاه..اما امیر یه ماه پیش خودش با ماشین اصلاح من جلوی موهاشو زد...نمرش 10 بود و به اندازه 3 سانت خالی شد..مادر خانومم هم برای اینکه زیاد نشون نده او تیکه رو رنگ کرد براش ..خیلی جالب شده بود...اما مامانش یعنی زندایی کلی عصبانی [عصبانی]بود.....که نمیشد طرفش رفت اون روز... بعد خوب شد[قلب] و امیر هم با خنده هاش اونو خندوند و بخیر گذشت دایی... شاد باشید و سلامت. [لبخند][لبخند][گل][پلک][لبخند]