مسجد محل

مسجد

این خونه جدیدی که پدرم اینا گرفتن نزدیک مسجد هست ... یعنی در خونه رو که باز میکنن روبه مسجد باز میشه ... اون هم چه مسجدی ... از اون مسجد های قدیمی و باصفا که گلدسته هاشون کاشیهای آبی و خوشکل داره ...

تا حالا فرصت نشده بود برم داخل این مسجد رو ببینم ... روز اول ماه مبارک بود که خانوادگی برای نماز مغرب و عشا رفتیم مسجد ...وقت غروب ماه رمضون ...توی حیاط مسجد که تازه آبپاشی شده بود و داشتن سینی های شربت و چای رو آماده میکردن ... خیلی با صفا بود ...

یه نگاهی انداختم داخل سالن خیلی قشنگ و معنوی بود ... ولی مادرم گفت بیا بریم قسمت خانم ها این طرفه ... یعنی رفتم قسمت خانم ها ذوقم کور شد ...

یه اتاق که چه عرض کنم یه راهروی باریک و تنگ که نورش هم کم بود و تازه بلندگوش هم خراب بود و قطع و وصل میکرد ... چون شب اول ماه مبارک بود جمعیت خیلی زیادی اومده بودن و اتاق پر شده بود ... اون آخریها که میومدن دیگه به سختی جا پیدا میکردن و فکرکنم یکی دو نفر هم چون جا نبود برگشتن ... حالا فکر کنین جمعیت این همه زیاد باشه تو یه اتاق کوچولو اصلا جای نفس کشیدن نبود و خیلی هم گرم شده بود ... مادرم میگفت روزهای دیگه قبل از ماه مبارک این شکلی نیست و معمولا همه تو این اتاق جاشون میشه ...

حالم گرفت ها ... همش داشتم به این فکر میکردم یعنی چی ... چه وضعیه ... واسه چی آقایون اون سالن خوشکل و خنک با اون فضای معنوی و روحانی ... بعد خانم ها این شکلی ....

یعنی من در مقابل ناحقی نمیتونم ساکت بمونم و اعصابم بهم میریزه .... هیچی دیگه اومدیم خونه انقدر غر زدیم به جون پدر گرامیمان که مجبورش کردیم همون شب تو جلسه قرآن برن مسئله رو به امام جماعت مسجد بگن ...

حالا امروز مادرم میگفت یه پرده گذاشتن و قسمتی از سالن مسجد رو به خانم ها اختصاص دادن و خیلی خوب شده ... 

خوشمان آمد .... حالا قراره امشب برویم فیض ببریم ... مژه

کلا ما تو ماه مبارک حداقل ده پونزده روزی رو منزل پدر گرامی افطاری دعوتیم ... !!!نیشخند

*******************

امیدوارم تو این ماه عزیز نماز وروزه هاتون قبول باشه ... ما رو هم از دعای خیر فراموش نکنید ...

این عکسه تو یاهو بود ... این نی نیه خیلی بامزه اس ... !

نماز نی نی!

/ 8 نظر / 5 بازدید
زینب

سلام.خوبی؟ طاعات قبول حق. این عکس رو که دیدم یادم افتاد به موقعی که امیرحسین دو ساله و چند ماهش بود.بازار بود و وقت اذان که رفتیم مسجد توی بازار. تو یه همچنین امیرحسین اومد گفت مامان! این خامه چرا جورابش سوراخه!؟[نیشخند][قهقهه] در ضمن به روزم. تشریف بیارید التماس دعا

فاطمه

سلام. خیلی از اقدامت خوشم اومد! خوش به حالتون، ما که آبادانیم نمی تونیم مثل شما ده پونزده روز واسه افطار خونه مامان اینا باشیم تازه! مامانم امسال رمضون رفته شمال خونه داداشم، آخه خانمش بارداره. ما که فکر کنم همون یه بار هم به زور بشه بریم! ... حیف ...

elham

[گل] [گل][گل] [گل][گل][گل]

مریم

خیلی بانمکه ماروهم دعاکنید مااین افتخارو نداریم مسجد نماز بخونیم

مریم

خیلی بانمکه ماروهم دعاکنید مااین افتخارو نداریم مسجد نماز بخونیم

منا

منم همیشه از کنارش رد شدم داخل مسجدو ندیدم.با این توصیفای زیبایی که شما درمورد مسجد گفتین مشتاق شدم برم حتما داخل مسجدو ببینم.