زائر کربلا 2

 نمیدانم اسمش را چه بگذارم عشق ، جنون، ارادت ...

راستی اسمش چیست ... ساعت 4 صبح شده ... باران بی امان میبارد ... کسی از جایش تکان نخورده ... میدان ورودی شهر که تا حدودی هم خارج شهر است مملوء از جمعیت شده ... اکثرا در ماشینهایشان نشسته اند ... تا کیلومترها جای پارک پیدا نمیکنی ... برای ماشین هایی که تازه می آیند دیگر جا نیست ... پلیس اشاره میدهد که بروند و نمانند دیگر جا نیست مسیر باید بسته شود ...

مادر میگوید به عمرم شهر را این طوری ندیده ام ...

امشب شهر بیدار است ... حرف حرف انتظار است و انتظار ...


خبر میرسد نزدیک است ...

چند نفر از جوانان فامیل داوطلبانه لباس فرم گرفته اند و انتظامات شده اند ... خبر میدهند نزدیک است ...

از دور کاروانی میآید ... همه از ماشین ها پیاده شده اند ... باران موقتا بند آمده ...

زائر پر نقش و نگار و بلند بالای کربلا میرسد ... نور پردازی خوبی دارد و در تاریکی شب مثل ماه میدرخشد ... آهسته آهسته می آید ... انتظامات در حال حرکت دستها یشان را زنجیر کرده اند ... یک طرف مخصوص خانم ها میشود و یک طرف مخصوص آقایان ... مردم دور تا دور ضریح را گرفته اند ... از بلند گو نوای لبیک یا حسین پخش میشود و همه تکرار میکنند ....بوی عطر دلنوازی از آن به مشام میرسد ... چشم ها همه اشک بار است ... بی اختیار بغض میکنم ...

راستی این زائر تا چند روز دیگر به کربلا میرود ... سلام ها را میسپارند و حاجت ها را ...


 نگاهش میکنم ... محو تماشای زیبایی بی مانند هنر ایرانی میشوم ... و محو ارادتی که در کارشان ریخته اند ...

به محل قرار میرسد ... یک نیمه روز تمام مردم بر گردش میچرخند ... محل امامزاده میشود قلب تپنده شهر ... مردم گروه گروه و دسته دسته می آیند ...

ولی بالاخره موقع رفتن میرسد ... دور می ایستم و رفتنش را نظاره میکنم ... همه به نشانه خداحافظی دست تکان میدهند ....

بغض میکنم در آرزوی دیدار کربلا ...

زیر لب میگویم ... به شکوفه ها به باران برسان سلام ما را...

/ 6 نظر / 4 بازدید
نازنین زهرا

زیارت قبول کربلایی... دلت را گره دادی به ضریحش.؟.. پر از ذوقم .... رفیق نوبت ما هم دارد می رسد... بوی اسفند... ایستگاه های صلواتی... چشم های منتظر... اشک های بی امان... به فرمانده می گویم فردا صبح بیاییم برای دیدار... بی درنگ می گوید حتما... درست مثل آن شب که برای نماز صبح برنامه می ریختیم بریم حرمش... نه انگار واقعا بوی کربلا می دهد... غسل زیارت می کنیم... السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین

عروس خوشه اقاقيا

[قلب]

kazhal

سلام. قبول باشد. انشاالله جواب سلامتان را داده باشد و شنیده باشید . = = = [گل]

kazhal

سلام. قبول باشد. انشاالله جواب سلامتان را داده باشد و شنیده باشید . = = = [گل]

شاه بلوط

من نرسیدم اخبارو ببینم اما از وب بچه ها خوندم استقبال زیادی شده در حدی که چند نفر کشته شدند تو شلوغی برام این استقبال خیلی جالب بود