خرافات خانوادگی ... !!!

ترشی کلم قرمز

اعتراف میکنم نزدیک بود ما دستی دستی جنایت بزرگی مرتکب شویم و یه بلایی سر خودمان و یا خانوادمان بیاوریم ... علتش هم ترشی کلم قرمز بوده است ... !!!

از بچگی یادمه خدا بیامرز مادربزرگم (مادربزرگ پدری ) میگفت ترشی انداختن به ما نمیفته و ما هر بار ترشی انداختیم یه بلایی سرمون اومده ... ابرو

مادرم که عروس خانواده بوده میگفت من به این حرف ها اعتقاد نداشتم و چند باری ترشی انداختم ولی هر بار یه اتفاقی افتاده  ... آخرین بار هم مادرم ترشی درست کرده بود که دو روز بعدش در حالیکه هممون تو ماشین بودیم تصادف بدی کردیم ولی خدا رو شکر بخیر گذشت و فقط خسارت مالی بود ...

از اون به بعد مادرم با اینکه اعتقاد قلبی نداشتن ولی ترشی درست نکردن ...

یکی از زندایی های من استاد ترشی درست کردنه و این جریان رو که میدونه همیشه برای مادرم اینا ترشی درست میکنه ...

حالا من هم به این خرافات اعتقادی ندارم ولی بعد از ازدواجم فهمیدم که مادر آقای همسر هم به این قضیه معتقد هستش که ترشی بهشون نمیفته .... و این بود که تا حالا اصلا ترشی درست نکردم ... ولی این دفعه آقای همسر کلی کلم قرمز خریده بودن و من هم که عاشق ترشی کلم قرمز... به ذهنم رسید که این کلم ها رو ترشی بندازم ...

خلاصه ما شروع کردیم به خورد کردن کلم ها که دختری همش دور و برم میچرخید و میگفت چی میخوای درست کنی ... ما هم گفتیم ترشی ...

حالا از شانس ما همه همین موقه با ما کار داشتن و تلفن مدام زنگ میخورد و چون من دستم بند بود اسرا جواب میداد و میگفت مامانم داره ترشی درست میکنه .... یعنی همه فامیل فهمیده بودن و از مادرم گرفته تا مادر آقای همسر به هول  و ولا افتادن که نکن این کارو به ما نمیفته و از این حرفا  ....

حتی بابام هم زنگ زده بود ... !!!

هیچی دیگه آقای همسر هم دیدن اوضاع این شکلی شده فرمودن حتما یه چیزی میدونن که میگن و بهتره که درست نکنی ...

یعنی دیگه خودم هم ترسیدم و با خودم گفتم حالا تا سال دیگه هر کی سرما بخوره به این ترشی درست کردن ما ربطش میدن و منصرف شدیم ...

من مونده بودم با کلی کلم قرمز خورد شده ... 

یه دفعه ای یاد زنداییم افتادم و زحمتش دادیم و کلم ها و سرکه و شیشه های ترشی رو فرستادم خونشون که کلم ها رو بریزن تو شیشه سرکه بریزن روشون ...

یعنی دقیقا همین جاش به ما نمیفته و فکر کنم سرکه که میخوره به مواد نمیدونم چی میشه یه بلایی سرمون میاد  .... !!!نیشخند

عکس ترشی مذکور رو که نزدیک بود دودمان ما رو به باد بده  بالا گذاشتم ... جالب ترش اینجا بود که از ترس عواقب بعدی تا سه روز من نرفتم ترشی رو بیارم ...

چی بگم من ...

همچین جریاناتی داریم ما ...

 

/ 16 نظر / 88 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عروس خوشه اقاقيا

هههههههه من خعلي خرافاتي نيستم،اوضاع رو هر طور ببيني همون جور ميشه ... ولي اعتراف مي كنم اين خرافات يه كم ادمو مي ترسونن[پلک]

تولدی نو

سلام ختم سوره یاسین برای شادی روح اموات و درگذشتگان در آخرین پنج شنبه و جمعه سال (24 و 25 اسفند ) در صورتی که مایل به شرکت در طرح هستید تعداد را در نظرات وبلاگ تولدی نو اعلام کنید . ان شالله روح همه اموات شاد و قرین رحمت و آرامش با تشکر

انار بانو

[خنده] بشينم يه كم فك كنم ببينم چي به من نمياد كه بعضي اتفاقا واسنمون مويفته[متفکر] مثلا سبزه عيد انداختن به من مياد آيا ؟؟[خرخون]

سعیده

این زینب که نظر داده زینب خودمونه راضیه؟ آخه تا جایی که من میدونم پرچم خوزستان با مال ما فرق نمیکنه !![متفکر][نیشخند]

مریم

منم یه چیزایی شنیدم بعضیامیگن حتماالان خبلی خوشمزست نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟ راستی چطوری عکس میذاری؟ماهرچه تلاش کردیم نشد

معلمی از جنس پاییز

سلام دوست بزرگوار شبتون بخیر واقعا برام جالب بود ولی خب بزرگان دین هم گفتند دفع خطر احتمالی عقلا واجبه[لبخند]

نازنین زهرا

به نظر من این حرفا خرافاته اولش صدقه بنداز و بسم الله بگو مطمئنم ترشی هات خیلی خوش مزه می شن مثل بقیه چیزات .راستی اگه خواستی دوباره ترشی بندازی نذار کسی بفهمه بعد که اتفاقی نیفتاد برا همه بگو اینا خرافاته...

امیرمحمد(پرویز)

خــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرافاته

امیرمحمد(پرویز)

خدا تنها روزنه ی امیدی است که هیچگاه بسته نمی شود . ..تنها کسی است که با دهان بسته هم میتوان صدایش کرد ..... با پای شکسته هم می توان سراغش رفت ... تنها خریداریست که اجناس شکسته را بهتر برمی دارد ....تنها کسی است که وقتی همه رفتند میماند ... وقتی همه پشت کردند آغوش می گشاید ... وقتی همه تنهایت گذاشتند محرمت می شود ... وتنها سلطانی است که دلش با بخشیدن آرام می گیرد نه با تنبیه کردن . خـــــــــــــــــــــــــــدا را برایتان آرزو دارم /