برگی از دفتر خاطرات (2)

این روزها با دیدن تصاویر پخش مستقیم مسجد الحرام باز هوای دفترچه خاطراتم به سرم زده ...
اولین روز ورودمان به مکه مکرمه

شنبه 29/ 4/ 1387

امروز صبح بعد از گذراندن یک شب تقریبا سخت برای من (چون در حال احرام بودم و هم باید مواظب میبودم که چیزی روی صورتم نیفتد و هم اینکه از فرط خستگی حال خاموش کردن کولر را هم نداشتم و تا صبح از سرما می لرزیدم ) و خوردن صبحانه ای که از گلویم پایین نمیرفت راهی شدیم ....
استرسی عجیب داشتم قلبم تند تند می زد ...
به محوطه پیرامون مسجد الحرام رسیدیم و در محلی همه کاروان جمع شدند و روحانی کاروان کمی صحبت کرد و اعمالی را که باید انجام میشد خیلی سریع دوباره مرور کرد ... اما من انگار که در این عالم نباشم گوشهایم نمیشنید ...
خدایا انگار دارم پرواز میکنم ... لحظه وصل نزدیک است ...
از باب السلام وارد می شویم .... و در مسعی می رویم تا به صحن اصلی برسیم ... نمیدانم درب کجاست ... جرات ندارم سرم را بالا بیاورم .... همسفریهایمان هم سرها را به زیر انداخته اند و آرام می رویم .... مسجد خیلی شلوغ است به جایی می رسیم که دیدم همه به سجده رفتند ناخود آگاه سرم را بالا می آورم .... الله اکبر ... الله اکبر کبیرا ... الحمد لله کثیرا .... و به سجده میروم ... اشک هایم مجال سرازیر شدن می یابند ...

کعبه چه باشکوه است ... میعادگاه پیامبران از آدم تا خاتم (ص) ... سایه بیت المعمور در زمین ... زمین آسمانی ...
کاروان حال عجیبی دارد ... همه سکوت کرده اند و آرام اشک می ریزند ... به این فکر میکنم چه بخواهم ... این اولین نگاهم به کعبه است ... شنیده بودم در اولین نگاه به کعبه هر حاجتی داشته باشی مستجاب می شود ... مگر نه این است که :
بقیه الله خیر لکم ان کنتم مومنین .... دعایمان میشود دعای فرج آقا .... اللهم عجل لولیک الفرج ...
در این لحظات ذهنم از تمناهای دنیایی پاک شده ...فقط التماس دعای دوستان و آشنایان به خاطرم مانده ....
                                                                                ادامه دارد ...

عید سعید قربان بر شما مبارک باد ...

/ 6 نظر / 10 بازدید
معلمی از جنس پاییز

سلام دوست بزرگوارم شب بخیر با تاخیر عیدتون مبارک باشه خوشا به سعادت شما افتخاری بزرگ نصیبتان شده[لبخند]

عمه

سلام.ممنون ازحضورتان.پستتونم که تصویرقشنگی رو تااینجا بذهنم رسونده تشکرویژه

خورشید

کاش یه باره دیگه هم نصیب هممون بشه

سعیده

وای راضیه... خدا ان شاءالله دوباره قسمتت کنه... ما رو هم همین طور... دلم هوایی شد...

kazhal

انشاالله قبول باشد.

امراله یوسفی

سلام انشاالله زائر کربلا بشید و دوباره برید زیارت خانه خدا...............التماس دعا