جلسه قرآن

وقتی با اسرا میرم جامعه القرآن من و مامان های دیگه که تقریبا 20 نفری میشیم توی یه اتاق دیگه میشینم ... روزهای اول مامان ها به حرف زدن گذشت ... و من همش به این فکر میکردم که این یک ساعت و نیم رو چیکار کنیم که برای همه مفید باشه ... از همون موقع که وارد اتاق شدم و قرآن ها و رحل ها رو روی میز دیدم به فکر جلسه قرآن افتادم این بود که پبشنهاد جلسه قرآن رو به مامانهای دیگه هم دادم و اونها هم استقبال کردن ... از اون روز به بعد این زمانی رو که منتظر بچه هامون هستیم تا کلاسشون تموم بشه ما هم یه جلسه قرآن برای خودمون ترتیب میدیم و پیشرفت خوبی داشتیم ...

خیلی خوبه ...قلب

اینجوری خودم هم برای کلاس بردن اسرا انگیزه ام بیشتر شده و حتی اگر خسته باشم هم باز دوست دارم اسرا رو ببرم کلاس ...

*******************

چند روز پیش تو کلاس از دانشجوها نظر سنجی کردم بعد هم امتحان میانترم گرفتم ...  برگه های نظر سنجی رو هم تو کیفم گذاشتم ... دیگه انقدر درگیر تصحیح برگه و این چیزها بودم که نظر سنجی ها رو فراموش کردم ... دیشب میخواستم از تو کیفم چیزی بردارم که چشمم افتاد به این برگه ها .... بعضی هاشون خوب بودن بعضی هاشون انتقادی و بعضیهاشون خنده دار ... برام جالب بود که حرفاشونو بدونم اینکه اگر آدم اضطراب نمره رو نداشته باشه و بتونه راحت حرفشو بزنه چی میخواد بگه ... این بود که بهشون گفتم نظراتتونو بدون نام بنویسین و برام مهم نیست کی مینویسه ... حالا فرصت کنم چند تا از نظراتشونو اینجا مینویسم ....

/ 8 نظر / 9 بازدید
خورشید

مگه معلم هم هستی ؟ نمیدونستم !

معلمی از جنس پاییز

سلام دوست بزرگوار عصرتون بخیر و شادی ابتکار بسیار خوب و جالبی است هم فرصتی برای دور هم بودن مامانهاست و هم فیض بردن از کلام گهربار قران در مورد نظر سنجی هم خیلی کار خوبی کردید چون میتونه خیلی مفید و سازنده باشه[لبخند]

منا

سلام عزیزم. خیلی فکر خوبیه قبول باشه.

مریم

کاش ماهم 1استادعین شماداشتیما[ناراحت]

گیسو

نیستی بانو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟نکنه تو هم مثل من به این نتیجه رسیدی که این کار وقت تلف کردنه؟؟؟؟؟؟!!!!1[خمیازه][وحشتناک][تایید]

عروس خوشه اقاقيا

فكر خوبي كردين .موفق باشين من كه از صبح بيكار تو خونه مي مونم كه همش مي خوابم ...ههههه[نیشخند]