تقلب ...

شده تا حالا دلتون بخواد یه کتاب رو ....( البته اگه سبک باشه ) بکوبین تو سر یکی ؟!!!!

من روز جمعه سر جلسه دقیقا همچین حسی داشتم ....

جریان از این قرار بود که این آزمون ما کتاب باز (به عبارت دیگر اوپن بوک ! ) بود و همه با یک کوله بار پر کتاب وجزوه اومده بودن ...

ما هم با رعایت اختصار فقط کتابایی رو که فکر میکردیم مهمه برداشتیم با خودمون بردیم ....

سر جلسه یکی دوتا از دوستای دوره کارشناسیمو دیدم و یکی از دوستام گفت تو که قبولی ... حالا نمیدونم این پیش بینی رو سر چه حسابی کرده بود ولی باعث شد بعضیها حساب ویژه ای سر ما باز کنن ... !

سر جلسه ما سخت مشغول ورق زدن کتابها و جواب دادن سوالات بودیم که ... دیدم  پشت سریم میگه جوابا رو وارد پرسشنامه کن پرسشنامتو بده (چون دفترچه ها A B C D بودن ) .... !!!! هر  چند دقیقه یکبار هم با مداد میزد تو کمرم ....!!!! منتظر

حالا من هم خودمو میزنم به اون راه یعنی صداتو نشنیدم ...ولی  ول کن نیست که نیست ...

فکر کن باید تمرکز کنم بگردم دنبال جوابا ... سوالا شبیه هم که از بین حداقل ده منبع باید پیداشون کنیم ...تشنه امه وقت ندارم حتی آب بخورم ... صندلیم هم یه پایه اش خرابه و یه خورده حواسمو جمع نکنم خودمو کتابام ولو میشیم رو زمین ...! این خانوم هم رفته رو اعصابم ....

واقعااگر هم میخواستم نمیشد پرسشنامه رو بهش بدم چون مراقب همه حواسش به ما بود و زمان آزمون هم کم بود ...

منو میگین اینجوری عصبانیکلافه

یعنی اگه مراقب به دادم نرسیده بود و خودش جامو عوض نکرده بود یه اقدام نسنجیده انجام داده بودم ...!شیطان

جالب اینجا بود که من اصلا ایشون رو نمیشناختم ... بعد آزمون هم در کمال خونسردی به روی مبارک نیاورد ... راهشو کشیدو رفت ...

انگار نه انگار که از 150 دقیقه آزمون حداقل صد دقیقه تمام سوهان روح ما شده بود ......!!! قهر

 ****************

پروژه سی ام رو تحویل دادیم ....

آزمون 31 ام به شرحی که گذشت ، گذشت ....!

سمینار امروز هم افتاد برای هفته بعد  ...

نیشخند

/ 12 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عروس خوشه اقاقيا

سلامممممم دركت ميكنم،خنده امم گرفت ... منم موقع امتحان محل كسي نميذاشتم.از رو دست كسي هم نمي نوشتم،كلا من تو سالاي دانشجويي دسترنج خودمو خوردم [قهقهه] ممنون بابت دل گرمي كه بهم داري دوستم[ماچ]

خورشید

اخ اخ اخ که چقدر این جور ادم ها رو اعصابن . ایشششششششش

ترش و شيرين زندگي

سلام بعضيا ميخوان لج آدمو درآرن و حواستو پرت كنن ..كه ديگه زياد دقت نكني ميگن تو كه ديگه قبولي..تو كه بيستي..[نیشخند]هر وقت از اين چيزا ميشنيديم سعي ميكردم بيشتر حواسمو جمع كنم ![زبان] در هر حال كه هر دومون هم قبوليم[چشمک] .. چقدرررررر روي اعصابن..حالا من بودم حتما يه تذكر بهش ميدادم روي دلم نمونه [خنثی] .. براتون آرزوي موفقيت دارم[قلب]

امراله یوسفی

سلام خوبيد؟ واقعا تحمل كردن اين جور آدما اعصاب ميخواد منم تجربش كردم خيلي بده خيلي[گل] اه بدتر اينه كه بفتن پشت سرت دائم حرف ميزنن اووووووووووف آدم كلافه ميشه[فرشته][شیطان]

امراله یوسفی

سلام خوبيد؟ واقعا تحمل كردن اين جور آدما اعصاب ميخواد منم تجربش كردم خيلي بده خيلي[گل] اه بدتر اينه كه بفتن پشت سرت دائم حرف ميزنن اووووووووووف آدم كلافه ميشه[فرشته][شیطان]

امراله یوسفی

راستي بروزما سر نميزنيد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟خوشحال ميشم بياين[گل]

ما(من و گاهی بابا)

خدا رو شکر که همه چی بخیر گذشت ولی اگه زده بودی تو سرش خیلی خنده دار میشدا !

سعیده

امان از دست اینا ! بعضی وقتا با خودم میگم حقشون جواب غلط بهشون بدی بلکه عبرت بگیرن!![قهر] [نیشخند]