زائر کربلا ...

میگویند شیشه ها احساس ندارند ... اما وقتی روی شیشه بخار گرفته اتاقم نوشتم یا حسین ع شیشه آرام آرام گریست ...


 

همه از هم میپرسند کجاست ؟ کی میرسد؟ به هم زنگ میزنند ، پیامک میفرستند و خبر میگیرند ...

در گوشه گوشه مسیر مردم جمع شده اند ، باران شروع به باریدن کرده و هر لحظه شدیدتر میشود ... اما کسی از جایش تکان نمیخورد ... ایستگاههای صلواتی برپا شده ... مردم سربند یاحسین بسته اند ... شهردر انتظار و التهاب است ، گویا حرکت ضریح به کندی انجام میشود و مردم روستاها و شهرکها در مسیر همه جمع شده اند ... نگاهها چشم براه زائر کربلاست ... امشب زائر کربلا میهمان شهر ماست ...

/ 3 نظر / 8 بازدید
عروس خوشه اقاقيا

خوش به سعادتتون [پلک][گل]

سعیده

چه حال و هوای قشنگی...