یلدا

آخر پاییز شده و همه از شمردن جوجه ها دم میزنن !!!!
اما تو بشمار
تعداد دل هایی را که به دست آورده ای....!
بشمار تعداد لبخند هایی که بر لب دوستانت نشانده ای...!
بشمار تعداد اشک هایی که از سر شوق و یا غم ریخته ای...!
فصل زردی بود اما تو چقدر سبز بودی
نگران جوجه ها هم نباش آن ها را بعدا با هم میشماریم ...


*****************

یادش بخیر شب یلداهای خوابگاه ... یه سفره مینداختیم هر کی هر چی داشت میاورد سر سفره و چه سفره پر وپیمونی میشد .... معمولا دوستامونو از اتاقای دیگه هم دعوت میکردیم بیان پیشمون مهمونی ...! تا دیر وقت میگفتیم و میخندیدیم ... چه دوران خوشی بود ...

همه سعی میکردن کاری کنن که بقیه کمتر دلتنگی و دوری از خانواده رو احساس کنن ... یادمه یکی از بچه ها بغض کرده بود ... ازش پرسیدم چی شده ؟ میگفت برا بابام پیامک فرستادم "چند ساعت دیگه تا آخر پاییز نمونده زود باش جوجه هاتو بشمار "... اون هم جواب داده "هر چی میشمارم یکیشون کمه ...آخه الآن خوابگاهه ..." !

یادش بخیر اون شب با بقیه بچه ها انقدر سر به سرش گذاشتیم و جوک گفتیم و خندیدیم که میگفت تو رو خدا بسه دیگه از بس خندیدم دل درد گرفتم ... !

****************


امیدوارم لحظه های پایانی پاییزتان پر از خش خش آرزو های قشنگ باشد و در کنار خانواده یلدای زیبایی داشته باشید ...

/ 12 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان حامد

یلدای هر سه تایی تون مبارک[قلب][هورا]

مامان حامد

یلدای هر سه تایی تون مبارک[قلب][هورا]

معلمی از جنس پاییز

سلام مهربون دوست شب بخیر امیدوارم دیشب در کنار خانواده محترم یلدای قشنگی را پشت سر گذاشته باشید. یاد آوری این خاطرات زیباتون منو هم برد به روزهای دانشگاه واقعا یادش بخیر[رویا]

ali

...

سعیده

آخی راضیه... چه شب هایی بودن شب های خوابگاه... دلم خیلی براشون تنگ شده ... یاد همه ی بچه ها ، فریده و اعظم و فهیمه و سیمین و مینا و اون هم اتاقی مون که مو فرفری بود (اسمش چی بود؟) به خیر...

عمه

سلام.یادش بخیرباوجودگذشت 38سال همچنان یادش نزدیکه نزدیکه[لبخند][قلب]

kazhal

سلام. بله ما هم دل درد گرفتیم ! زمستان یکرنگتان تبریک. - - - کژال

سعیده

واااای چه غالب خوشگلی[قلب]

امیر محمد (پرویز )

خاطرات جالبی بود - من هم چنین تجربیات جالبی را البته در دوران دانش آموزی در مدرسه شبانه روزی تجربه نموده ام بعضی مواقع که فرصت میکنم به سراغ عکسهای آن روزها می روم و افسوس آن دوران را می خورم .

عذرا

سلام راضيه جونم منم بازي!‏
‏!!!! حيفم اومد از خاطراتم بنويسي خودم نباشم ببين ياد خاطرم هستي شيطون يادي ازخودم نميكني